کرمان رصد - نماینده مجلس شورای اسلامی در گفتگوی ویژه خبری گفت: هشت ماه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، رفتار ایالات متحده، الگوی تازهای از سردرگمی راهبردی را آشکار کرده است؛ از تلاش برای جبران شکست اسرائیل و خود آمریکا در آن جنگ، تا طراحی بزرگترین عملیات تروریستی شهری به سبک داعش و در نهایت عقبنشینی از تهدید حمله مستقیم به ایران.
نماینده مجلس شورای اسلامی در گفتگوی ویژه خبری گفت: هشت ماه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، رفتار ایالات متحده، الگوی تازهای از سردرگمی راهبردی را آشکار کرده است؛ از تلاش برای جبران شکست اسرائیل و خود آمریکا در آن جنگ، تا طراحی بزرگترین عملیات تروریستی شهری به سبک داعش و در نهایت عقبنشینی از تهدید حمله مستقیم به ایران.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، آقای منوچهر متکی نماینده مجلس شورای اسلامی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری با موضوع «بررسی گفتگوهای هسته ای ایران و آمریکا» به سوالات و زوایای مختلف این گفتگوها پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است.
سوال: با توجه به این که آمریکا هر آنچه که می توانست علیه ایران امتحان کرد از جنگ نظامی تا اقداماتی که از آن بعنوان کودتا یاد شد و الان دوباره برگشته به میز مذاکره؛ این مذاکرات برای چه دوباره شکل گرفته؟ از چرایی این گفتگوها به نظرم خوب است که شروع کنیم و بعد به جزئیات بپردازیم.
متکی: رفتارشناسی آمریکایی ها در هشت ماهه پساجنگ 12 روزه به نظر من نکات خیلی شاخص و برجسته ای را به ما نشان داده است. اولین نکته این است که ارزیابی آنها از جنگ 12 روزه، شکست قطعی هم برای اسرائیل و هم آمریکا بود. این را تقریبا 70 درصد افکار عمومی در جهان گواهی می دهد، ارزیابی های خودشان نشان می دهد. به اضافه این عجله ای را که در روزهای هفتم، هشتم به بعد تا دوازدهم برای تمام کردن جنگ داشتند و بالاخره آمریکا رسما تقاضای آتش بس کرد. این نکته اولی بود که این ها از آن داشتند و بلافاصله به این نقطه منتقل شدند که این شکست باید جبران شود. فلذا هم صهیونیست ها، هم آمریکایی ها در پی جبران این شکست بودند و نیازمند یک پیروزی. بعد از 5-6 ماه مطالعه، برنامه ریزی، بکارگیری همه ابزارها، طراحی های بسیار دقیق و سازمان دهی قوی که از آن بعنوان بزرگترین جنگ تروریستی شهری به سبک داعش نام می برند و آن جنگ دیماه گذشته بود که با آن مواجه شدیم. به اعتقاد من این ادامه جنگ 12 روزه نبود، خودش جنگ 12 روزه دیگر بود.
وقتی این شب ها بخشهایی از برنامه های دقیق و سازماندهی شده این ها را در ترورها، در بکارگیری آدم کش ها و تروریست ها مشاهده می کنیم، می بینیم حرکت کاملا سازماندهی شده با استفاده از همه ظرفیت هایی که جور کرده بودند بود. تصورشان این بود که این جبران جنگ 12 روزه خواهد بود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب کودتایی همانند 28 مرداد دوباره در کشور اتفاق خواهد افتاد. این هایی که همه طراحی هایشان را کرده بودند ایندفعه نه 33 روزه، نه 22 روز، نه حتی 12 روز، بلکه تقریبا دو سه روزه جمع شد با شکست قطعی مواجه شد و به تعبیر درست مردم زیر پای مردم له شد. این توطئه و شکست آمریکایی ها با شکست دوم مواجه شدند.
از دو ماه پیش به موازات این حرکت زمزمه دیگری را هم آقای ترامپ و امریکایی ها شروع کردند و آن این است که حمله در راه است و ما این بار حمله می کنیم حمله ای جدی تر و سعی کردند ابتدا افکار عمومی مردم ما را و بعد افکار عمومی جهان را بگویند که جنگ قطعی است و شروع خواهد شد. تقریبا برخی نشانه ها، برخی پیغام ها، برخی ارزیابی ها هم این را نشان می داد، برخی نمادهای ظاهری هم مثل جابجایی های نیروها، اعزام نیروهای جدید، ارسال ناوها، موافقت با ناو دوم، ناو اول، این ها همه نمادهایی بود برای این که القا کند جنگ در راه است و قطعی است. تقریبا از حدود دو هفته قبل ما تردیدی را در اردوگاه آمریکایی ها مشاهده می کنیم. علیرغم تلاشی که نتانیاهو برای ترغیب آقای ترامپ در سفرهای مختلف و در تماس های گوناگون داشت که حتما او را این بار به تنهایی وادار به حمله به ایران کند. آمریکایی ها چرا به تردید افتادند؟ می خواهیم برسیم به این که چرا آمدند به سمت مذاکره؟ به اعتقاد من سه علت برای این تردید در آمریکاییها وجود داشت. تردید اول شکست جنگ 12 روزه و تا مدت ها نتانیاهو بلافاصله بعد از جنگ 12 روزه می خواست جنگ دیگری را شروع کند. آمریکایی ها نگذاشتند و مانع شدند برای این که تو ایندفعه هم بروی دست از پا درازتر برگردی، چه خواهد شد؟ و لذا به او اجازه نمی دادند براحتی دفعه اول که جنگ را علیه ایران شروع کند. علت دوم تردید آمریکایی ها مسئله فتنه دیماه بود و شکست سختی که خوردند. یکباره آنها خواستند القا کنند در کشور این بلوا گسترش داشت و وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه ما اعلام کردند که عناصر اصلی این ها بازداشت و جمع شدند و افرادی که الان در اختیار دارند با اطلاعات ذیقمت از آن طراحی، این شکست دوم. اما تیر خلاص برای این تردید آمریکایی ها فرمایش رهبر معظم انقلاب. ایشان فرمودند اگر آمریکا بار دیگر بخواهد حمله کند، این جنگ جنگ منطقه ای خواهد شد. ما گاهی از این تعبیر استفاده می کردیم در سخنرانی ها، در مصاحبه ها که اگر آمریکا بخواهد به منافع ایران حمله کند همه منافع آمریکا و اهداف آمریکایی در منطقه زده خواهد شد. اما فرمایش آقا آن پسوند دوم را نداشت، ایشان فقط اشاره کردند به این که این جنگ منطقه ای خواهد بود.
سوال: اما در بخش بررسی چرایی وارد مذاکره شدن طرف آمریکایی، بعضی ها معتقدند که طرف آمریکایی با اینگونه تحلیل ها کار ندارد. او هزینه سنجی و هزینه فایده می کند و چون هزینه مذاکرات احتمالا و دستیابی به نتایج او برای او پایین تر است او وارد این عرصه می شود. آیا این تحلیل درستی است از حیث این که اهدافی که می خواهد را بدست می آورد؟
متکی: آمریکا در رویکرد دوگانه اش همیشه از اهرم هویج و چماق استفاده می کند. هم سعی می کند ترغیب کند، همراه با آن تهدید کند. مذاکرات قبلی طراحی حساب شده بود برای شروع جنگ رژیم صهیونیستی؛ فلذا ما می بایست مراقبت بیشتری می داشتیم. البته ما همیشه اهدافی در این مذاکرات داریم که در جای خودش قابل دفاع است. آمریکایی ها در این مرحله یکی به علت آن تردیدی که در رسیدن به نتیجه حمله برایشان بوجود آمد، موضوع مذاکره را در دستور کار قرار دادند و دیگری تاکتیک آمریکایی ها که اگر ما به چیزی که میخواهیم در مذاکره برسیم نیازی به استفاده از زور و تهدید نیست. آمریکایی ها خواستند یک بار دیگر امتحان کنند می توانند در مذاکره دستاوردی داشته باشند که اسم آن را بگذارند پیروزی؟ چیزی که آمریکایی ها نیاز دارند یک پیروزی در قبال چند تا شکستی که خوردند است. مذاکره اگر آنها را به این پیروزی بتواند برساند.
سوال: به این معنی است که اگر به دستاورد و مقصود خودشان نرسند آیا تهدید نظامی عملیاتی است؟
متکی: تهدید نظامی را دور نکردند، تهدید نظامی همراه با مذاکره دیپلماسی دیپلماتیک با آنها بوده، اظهارات ترامپ و حرکت ناوها، جابجایی برخی نیروها. بحث دیه گو گارسیا و مسائل دیگر این ها همه تهدیدهای روشنی است که خواستند بگویند اگر در مذاکره به نتیجه نرسیم باز القاء قطعی بودن حمله را به ما بکنند. بنابراین از منظر آمریکایی ها ترجیح دارد به چیزی که می خواهند برسند در مذاکره به جای حمله؛ هدف آمریکایی ها پس معلوم است از مذاکره. هدف ما از ورود به مذاکره چیست؟
سوال: ما چون تجربه خروج یکجانبه همین رئیس جمهور فعلی ایالت متحده را در سال 2018 از برجام داشتیم هم در میانه مذاکرات حمله به تاسیسات ما کرده هم فشار حداکثری ... ما چرا وارد این گفتگوها شدیم با توجه به این تجربیات تلخ؟
متکی: به اعتقاد من ما با دو افکار عمومی مواجه هستیم که باید اقناع سازی کنیم. اول افکار عمومی مردم خودمان. مردم خودمان برایشان باید این اطمینان حاصل بشود که جمهوری اسلامی به دنبال جنگ نیست ، این که خط مقدم را دیپلمات های ما می روند ، این که در مذاکره وارد می شوند یعنی ترجیح ما رسیدن به نتیجه و تفاهم از طریق مذاکره است. به عبارت دیگر ما به دنبال حرکت مسالمت آمیز هستیم ما به دنبال صلح هستیم، افکار عمومی دوم، افکار عمومی جهانی است. ما به افکار عمومی جهان هم باید یک بار دیگر صلح طلب بودن مان را نشان دهیم. از هر فرصتی که ایجاد می شود ما از آن استفاده می کنیم. سوم. ما در میدان دیپلماسی منطق قوی خودمان را داریم. ما می گوییم آمریکایی ها چه می خواهند؟ بر اساس ادعایشان می خواهند که ما به طرف سلاح هسته ای نرویم. خواسته ما چیست؟ عادی شدن شرایط. یعنی در شرایط عادی ما حق غنی سازی داریم. در شرایط عادی تحریم های ظالمانه باید برداشته شود. در شرایط عادی ما حق دفاع از خودمان را داریم و موضوعات دفاعی ما قابل مذاکره نیست. سه محور کاملا روشن و منطقی که به زیباترین کلام از سوی دیپلمات های ما در دور اول و دوم مذاکرات با آمریکایی ها مطرح شد و این را برای جهانیان هم فریاد زدند و گفتند که ما مواضع مان این ها است. اگر این ها غلط است بگویید به چه علت غلط است؟ عضو NPT چرا حق ندارد انرژی صلح آمیز داشته باشد و غنی سازی برای انرژی صلح آمیز کند؟ هیچ استدلالی ندارند. 23 سال است می گویند ما به طرف سلاح هسته ای داریم می رویم اما هرگز نتوانستند اثبات کنند. ما در مذاکره از یک منطق قوی و قابل دفاع برخورداریم. بنابراین هیچ وقت ما میز مذاکره را ترک نکردیم و همانطور که فرمودید در پشت میز مذاکره بودیم که رژیم صهیونیستی در هماهنگی با آمریکا و بعد خود آمریکا به ایران حمله کردند. ما جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی را باید در محاکم بین المللی پیگیری و مطالبات مان را باید مطرح کنیم. حساب آن جداست اما الان دوباره در میدان از یک سو تهدید و از سوی دیگر می خواهد مذاکره کند. آخرین مصاحبه وزیر خارجه ما در دور دوم مذاکرات بسیار روشن و واضح است. به هر دو بعد نگاه امریکایی ها پاسخ داد برگرفته از نگاه رهبری و نگاهی که برای کل ملت ما هم قابل فهم است هم قابل دفاع و آن این که ما پشت میز مذاکره هستیم اگر بنا باشد با دیپلماسی و مسالمت آمیز مسائل حل شود و ما پشت ظرفیت های نظامی مان هستیم اگر بخواهیم از حمله نظامی استفاده کنیم.
سوال: شرایط پیرامونی ما الان چه شرایطی است؟ این که واقعا در رسانه ها عنوان می شود که این استعداد از تجهیزات نظامی وارد منطقه شده یا نشده است؟ واقعا نمی دانم چه مقدار توسط کارشناسان راستی آزمایی شده که واقعا این تعداد بود یا نبوده؟ این ها محل بحث هایی است که در محافل رسانه ای و تخصصی به نظرم صورت می گیرد. اما بهرحال این اخبار منتشر می شود و افکار عمومی تحت تاثیر این افکار قرار می گیرد. اما یک نکته ای را شما اشاره کردید و آن هم در سخنرانی رهبر معظم انقلاب بعنوان فرمانده معظم کل قوا کاملا واضح بیان شد که اولا اگر اتفاقی رخ دهد این جنگ دیگر جنگ منطقه ای خواهد بود. نکته دوم این که اگر ناو دستگاه خطرناکی است از آن خطرناک تر سلاحی است که ناو را به قعر دریا می فرستد. این تعابیر و این که باز عنوان دقیق دیگری که استفاده کردند که 47 سال است شما می گویید می خواهید تغییرات در حاکمیت ایران ایجاد کنید نتوانستید. این بار هم نمی توانید. این تعابیر در میانه مذاکرات و در میانه این تهدیدهایی که سعی می کنند با افکار عمومی به شکلی بازی کنند و جنگ شناختی خودشان را پیش ببرند چه معنی در عرصه دیپلماسی و سیاسی دارد؟
متکی: این مواضع بعنوان برگ های زرینی در تاریخ انقلاب اسلامی و در تاریخ مقاومت اسلامی منطقه و مقاومت های ملت های آزاد خواهد ماند. روزی که حزب الله در پانزدهمین روز جنگ 33 روزه، ناوچه اسرائیلی را در مدیترانه زد و غرق شد، اسرائیلی ها تصمیم شان را گرفتند که مصالحه کنند و ترک مخاصمه؛ در حالی که قبل از آن به همه عرب های منطقه القا کرده بودند ما 15 روزه کار حزب الله را تمام می کنیم. روزی که آمریکایی ها و انگلیسی ها ژست حمله به یمن را بعنوان کشور کوچکی که به حسب ظاهر هیچ چیز ندارد، گرفتند و حمله کردند با افتخار اعلام کردند وقتی ناو آمریکایی در منطقه توسط موشک های یمن خورد و بعد تکرار شد، آقای ترامپ به یمنی ها گفت: من نمی زنم شما هم نزنید. این ها تجربه های واقعی منطقه است. آمریکا در تاریخ موجودیت پنتاگون و نیروهای نظامی خود و ناو و پایگاههایش در دنیا از طرف قدرت های بزرگ، هرگز شاهد حمله به هیچ پایگاه آمریکایی در هیچ کجای دنیا نبوده. از طرف ارزشهای بزرگ جهان که بعضا قصد آمریکا هم بودند در گذشته، اما وقتی حاج قاسم سلیمانی به شهادت می رسد، زنده یاد رئیس هوافضای ما شهید حاجی زاده و همکارانش، عین الاسد را با خاک یکسان می کنند که بعدها مجبور می شوند که مجانین این حادثه را ببرند و بعد هم کلا این پایگاه را جمع کنند و این برای اولین بار در تاریخ آمریکا اتفاق افتاد. کلام رهبری هم یک جمع بندی است از تجربه منطقه که تجربه منطقه ما این است. آن هم با شماها، نه در درگیری های کوچولو، اسرائیلی که خودش را قدر قدرت منطقه می دانست. وقتی من با نخست وزیر لبنان آقای سنیوره در لبنان در پانزدهمین روز جنگ ملاقات کردم گفت: آقای متکی این هفتمین تجاوز اسرائیل به لبنان است و بعضا تا بیروت هم آمده بود و من چون دو ساعت قبل با شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید سیدحسن نصرالله تلفنی صحبت کرده بودم و وضع جبهه را پرسیدم، گفتم با آقای سنیوره این آخرین حمله او خواهد بود و تا هفده سال حمله نکرد این ها واقعیت هایی است که آقای ترامپ در رفتار جدید سیاست خارجی خود باید مورد ملاحظه قرار دهد. باید نخبگان آمریکایی این فضای واقعی را برای ترامپ ترسیم کنند. روز آخر برجام که توافق شد در وین، آقای کری تلفن می زند به آقای اوباما می گوید آقای رئیس جمهور، ما در منطقه در طول این مدت در هیچ پرونده ای موفقیت نداشتیم و این تنها پرونده ای است که ما موفقیت داشتیم به شما تبریک می گویم. حرف من به آقای ترامپ این است که آقای ترامپ تو در دوره قبلی ریاست جمهوری خود در سیاست اقتصادی داخلی موفق بودی اما 4 پرونده در سیاست خارجی داشتی. فلسطین، کره شمالی، ونزوئلا و ایران. در هر 4 تا باختی، در حالی که دنیا تحلیلش این بود تو بار دوم انتخاب می شوی بعنوان رئیس جمهور، اما شکست خوردی. این دوره آمدی به آن 4 موضوع قبلی 6 موضوع دیگر اضافه کردی، از گرینلند و از اتحادیه اروپا و از چین و اوکراین و موضوعات دیگر. تو قطعا شکست خواهی خورد. چون در طول این مدتی که آمدی دور دوم هیچ پرونده موفقی نداری. شما یک روز گفتید که غزه ای ها تا شنبه باید غزه را ترک کنند والا چنین و چنان خواهد شد. شنبه شد پنج شنبه، شد ماه بعد، شد 4 ماه بعد، شد 8 ماه بعد و 10 ماه بعد و هیچ اتفاقی نیفتاد و غزه ای ها همان جا هستند و حماس امنیت غزه را بر عهده دارد و سلاح ش را بر زمین نگذاشت. شما تلاش کردید حزب الله را خلع سلاح کنید موفق شدید؟ وقتی نخست وزیر لبنان به رئیس جمهور لبنان گفت ما تصویب کردیم باید خلع سلاح شود حزب الله، رئیس جمهور گفت اگر می توانی برو خلع سلاح شان کن. نشان میداد که رئیس جمهور لبنان واقعیت های ملموس لبنان را بهتر درک می کند.
سوال: و پرونده ونزوئلا؟
متکی: و در پرونده ونزوئلا کاری کرد که تمام دنیا این را دخالت تجاوزکارانه و اقدام تروریستی، طراحی پنتاگون و سی آی ای علیه یک کشور مستقل، بنده بعنوان رئیس آی پی یو ایران نامه نوشتم به رئیس آی پی یو در ژنو که آی پی یو جهانی که بین المجالس که خانم آقای مادورو نماینده مجلس بود و این ها آمدند نماینده مجلس را ربودند از کشورشان. بنابراین این ها تنها چیزی که توانستند بعد از این ربایش و آدم دزدی از ونزوئلا بگیرند یک محموله نفتی بود که برای اینکه نمادین این را بچرخانند توی مدیترانه فرستادندش برای اسرائیل چیزی به دست نیاوردند. حالا عرضم این هست آقای ترامپ باید متوجه پروندههای جدید باشد. ما در اینجا خطاب مان به مردم آمریکاست. یکبار در نطقم در مجلس گفتم مردم آمریکا شما به ترامپ رای دادید شد رئیس جمهور آیا به او اجازه داده بودید که حمله کند به ایران و مراکز هستهای ما را بزند و علیه ما جنگ کند؟ اگر دادید بگویید ولی اگر ندادید جلوی این آدم را بگیرید چون این حیثیت آمریکا را میبرد. امروز به مردم آمریکا بگوییم که مردم آمریکا شما در دویست و چند سال گذشته سعی کردید برای خودتان هویت سازی کنید. امروز رؤسای جمهور شما با ورود به کمپهای فساد و فحشا و تجاوز به دختران تان و زنان تان به حیثیت آمریکا چوب حراج دارند میزنند. آقای ترامپ پشت چنین پروندهای در آن جزیره بد نام نمیتواند بایستد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب که به عنوان جزیره بدنام نام میبرد ما امروز با چنین وضعیتی در دنیا مواجه هستیم منطق ما قوی است و آحاد مردم ما میدانند چهل و شش سال است با موجودیت اسرائیل مشکل داشتیم چون تحمیلی شده توی منطقه. تنها فرد فلسفه ای که خواستند برای موجودیت اسرائیل بتراشند یک صهیونیستی بود که اعلام کرد اسرائیل یعنی مردمی بدون سرزمین در سرزمینی بدون مردم که هر دو پایه اش غلط است. مردمی را که کوچاندند، مردم بدون سرزمین نبودند اینها اتباع اروپای شرقی بودند اتباع اروپا بودند بعدها از روسیه آوردند.
سوال: خود این آقا می گوید سه هزار سال است تلاش میکنیم در دنیا محبوبیت به دست بیاوریم و بدست نیاوردهایم و اعتراف میکند اسرائیل هم با این چالش مواجه است. این مسائل که میفرمایید واقعاً اون که تکلیفش روشن است اما اینکه حالا به هر حال رئیسجمهور آمریکا می آید و با بازیهای رسانهای و بازی با افکار عمومی سعی در القای دیدگاههای خودش دارد و اینکه همه چیز تحت کنترل خودش و همین دیروز صحبت از ضربالاجل ده پانزده روزه کرد اینها و البته وقتی ما پاسخها را میگذاریم مقابل همدیگر و آن کلام متقن و پایان دهنده همه مناقشات از رهبر انقلاب میشنویم پس مذاکرات زیر سایه تهدید معنی ندارد ولی مذاکرات برای بیان انتخاب معنی و مفهوم پیدا میکند اما افکار عمومی باید با این تحلیل مواجه شود. تحلیل دیپلماسی او چیست. یعنی الان ما بنا به اون چیزایی که برخی محافل رسانهای سعی میکنند باز منتشر کنند ما عجله داریم در رسیدن به یک نتیجه یا نه ما اتفاقاً اصرار بر این داریم که زمان بخریم این مباحث مطرح میشود. از سویی در هر دو هم به جهت تضعیف موقعیت و موضع طرف ایرانی است اما واقعیت صحنه چیه اگر پاسخ ما پاسخی غیر از این است این پاسخ دقیقاً از زبان دیپلماسی چیه؟
متکی: هم در مذاکرات قبلی در عمان نه این دوره دوره قبل هم در این دوره از مذاکرات، یکی از سیاستهایی که به طرف آمریکایی اعلام کردیم این بود که به دنبال مذاکرات فرسایشی نیستیم یعنی باید در زمان محدود به نتیجه برسد بنابر اینکه آقای ترامپی اومد گفت پانزده روز فلان و اینها. ما هم دیدگاهمان همین است. اتفاقاً پانزده زیاد هم باشد ما باید به نتیجه برسیم برای اینکه دو طرف بحث روشن است. آمریکاییها باید به اراده تصمیمگیری برسند و مشخص کنند مواضعشان را.
سوال: و اگر از این اراده پانزده روز بگذرند تصمیم ما چیه؟
متکی: طبیعی است که ما دنبال ادامه مذاکره نیستیم. برای این که نمیخواهند ادامه دهند و یا محورهایی را مطرح کنند که در این دور دوم اخیر در ژنو، چشمههایی از اون را آمدند دوباره بحث باطل شده غنی سازی را به شکلی که خودشان میخواهند مطرح کردند که استدلال شد برایشان که این مورد پذیرش نیست.
سوال: آقای عراقچی گفتند که مطالبه آنها نبوده و دیگر نیست؟
متکی: بله و بنابراین ما وارد مذاکرات شدیم برای اینکه منطق و استدلال داریم و ترجیح هم داریم. یعنی ترجیح ما این است که جنگ نشود اما در مقابل تهدید دشمن اگر احساس کند که شما از این تهدیدها جا خوردید خوب قاعدتاً او حریص خواهد شد و آمریکا هر وقت تهدید رو بردند بالا پاسخش را روشن گرفتند و آخرینش همین سلاح قوی تری که رهبر معظم انقلاب مطرح کردند که ناو را به ته دریا میبرد و تازه در کنار سلاح ایمان ملت ایران که در چهل و هفت سال گذشته موجب شد اینها به اهداف شومشان در برخورد با انقلاب اسلامی نرسند. هنوز رهبر معظم انقلاب باز نکرده این منظر را اما ابعاد منطقهای این بحث هم به نظر من همان گونه که قبلش یک گپ کوتاهی داشتند قابل بررسی است.
سوال: چه مناسباتی در این گفتوگوها مورد بحث قرار گرفته و حتی دستگاه وزارت خارجه و دیپلماسی ما هم رسماً اعلام کرده که تقریبا به چارچوب مشخصی رسیدیم که وارد گفتوگوها شویم. به نظر می آید خواسته طرف ایرانی مشخص است. سالهاست که برای آن پافشاری میکند و به درستی هم منطق دارد، حق استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای که حق پذیرفته شده است. البته در قطعنامه سازمان ملل هم به نوعی بهش اذعان شد، رفع مؤثر تحریمها و عادی سازی شرایط اقتصادی که آمریکایی ها ایجاد کردند. الان به دنبالش میگردند؟
متکی: آمریکایی ها آنچه در افکار عمومی جهان میگویند این هست که نمیخواهیم ایران سلاح هستهای داشته باشد. آن چیزی که در مذاکرات ضجه میزنند برایش این است که شما غنیسازی نکنید اینها با هم نمیخورد. ما حرفمان این که بسیار خوب ما به دنبال سلاح هستهای نیستیم و در همین استدلال اخیرشان آقای دکتر عراقچی در بخشی از مذاکرات شان گفتند که مبنای اعتقادی، دینی و فتوایی ما در سلاح هستهای روشن است. به سمت سلاح هستهای نمیرویم. آمریکاییها می توانند بروند به به دنیای پز بدهند که بله ما مطمئن شدیم.
سوال: یعنی شما میفرمایید که اینها اون چیزی را که خودشان هم می دانند حاصل شده را میخواهند به عنوان دستاورد معرفی کنند پس دنبال چی میگردن و برونرفت شان از شرایطی که خودشان ایجاد کردند چیه؟
متکی: مثل آمریکا مثل اون خانی است که همیشه از بالا به مردم نگاه میکرد این یک روز میافتد توی چاه بعد اهالی میفهمند این خانم افتاده، خانم زورگو و ظالمی بوده افتاد توی چاه. ریسمان می آوردند که این را از توی چاه بیاورند. او ته چاه ایستاده بود، دستش هم برای اینکه فرم خانی به هم نخورد اینجوری گرفته بود. ریسمان را انداختند که بابا این ریسمان را بگیر ما بکشیم بالا میگفت: من اگر دستم را در بیاورم آن اعتبار خانی من از بین میرود و ریسمان را نمیگرفت. ما هی ریسمان میاندازیم برای آقای ترامپ خوب نمیگیرد. ببینید بحث روشنی است متاسفانه خوی استکباری آنها موجب شده بگویند پیروز شدیم. اواخر دوران وزارتم خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم موقعی که ما بیست درصد غنی سازی را انجام داده بودیم، عرض کردم الان میتوانیم مذاکره کنیم؟ دو طرف ترازو را هم برای طرفین چیزی بگذاریم؟ ایشان فرمودند که خوب طرف ما که معلوم است ما غنیسازی مان را میگیریم و تحریم و اینجور چیزها، آنها چی بگیرند؟ آنها هم بگیرن این نکته را که ما به طرف سلاح هستهای نمیرویم والان بعد از هفده - هجده سال همان است. آمریکاییها به دنبال موضوع هستهای ایران نیستند. این را بارها رهبر معظم انقلاب فرمودند. آمریکایی ها سوژهای پیدا کردند که میتواند ایران را سیبل کند به عنوان این که صلح و امنیت بینالمللی را بهم میزند. بیست و دو سال با این سوژه با ایران برخورد کردند. معتقدم این پرونده دیگر باید بسته شود و اگر مذاکرهای هم هست بایستی در مدت محدودی به نتیجه برسید. چیه که بیست و دو سال است به نتیجه نرسیده. آفریقای جنوبی از آقای نتانیاهو شکایت کرد در دادگاه لاهه به فاصله چند ماه حکم صادر کردند و تحت تعقیب قرار دادند. شما اگر سلاح در ایران میدیدید به طرف سلاح هستهای میرفتی. توی دادگاه بینالمللی حکم میگرفتی، پس چیزی نداری خوب بهتر این است که بالاخره آبروی خودتان را نبرید در مذاکرات. گمان میکنم رویکرد دستگاه دیپلماسی ما رویکرد درستی بود این مورد اجماع نظام هم هست در عین حال که رزمندگان و مقاومین ما آماده ایستاده اند.
سوال: بنظرتون طرف مقابل این موضوع را رصد میکند و می دادند. چون در فضای مجازی و اخباری که منتشر میکنند دارند این راجایگزین میکنند که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد احتمال وقوع تهدید و حمله و اینها وجود دارد و این شرایط طرف ایرانی برای جایگزینی نتیجهبخش نبودن گفتوگوها چه شرایطی دارد؟
متکی: اگر آمریکاییها، بعد از شکست مذاکرات وارد جنگ نشوند وضعیت کنونی ادامه پیدا میکند ما به کارهای خودمان، به کشورداری مان و به مشکلاتمان میرسیم و به فرمایش رهبر معظم انقلاب باید در حالتی غیر از حالت نه جنگ و نه صلح کشورداری کنیم. اما اگر نشانههایی و بالاتر از اون اقداماتی برای ورود به حمله نظامی شود پاسخش را سریع دریافت میکنند. یعنی اگر در جنگ دوازده روزه که فرمانده و دانشمندان ما زدند، پاسخ ما ده ساعت طول کشید. الان اسرائیلیها و آمریکاییها بدانند که اینبار اگر چنین خطایی را تکرار کنند به ده دقیقه نخواهد رسید. اما همانجور که رهبر معظم انقلاب فرمودند ما شروع نمیکنیم مگر ضرورتهای جدیدی در منطقه پیش بیاید که آن حسابش جداست که به اعتقاد من با توجه به حمله آمریکاییها به تاسیسات فردو و حمله اسرائیل در جنگ دوازده روزه و مراکز هستهای، الان حق عمل متقابل مان محفوظ است. طبق اصل پنجاه و یک منشور، حق دفاع از خودمان را داریم. اسمش پیشدستانه هم نیست. یعنی میتوانیم مراکز هستهای رژیم صهیونیستی را بزنیم در پاسخ به اقدامی که میکردند اما به برای اینکه نشاندهیم ماهیت طرف مقابل را، بهش میگوییم این دفعه ده ساعت طول نمیکشد. این دفعه ده دقیقه شما ضرب شصت ایران را لمس و با همه وجودتان درک خواهید کرد و به قول مثل ایرانیها این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست.
سوال: درخصوص مواضع قدرتهای منطقهای و فرا منطقهای مانند روسیه و چین. اینکه میگویم منطقه غرب آسیا و چین و فرامنطقه. چون هر موقع از قدرتهای فرامنطقهای صحبت میکنیم نگاهها به سمت غرب میرود اما واقعیت اینه که با تجربه ای که داریم آن ها مواضعی که اتخاذ کردهاند و مباحثی که صورت گرفت چگونه است؟ آیا حمایت از جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار دارند یا موضع بیطرفی میگیرند یا اینکه نه این بار اتفاقا نقش فعالتری ایفا خواهند کرد؟
متکی: باید خدا را شکر کنم برای هدایتهای رهبر معظم انقلاب و تبریک بگویم به دستگاه دیپلماسی مان که برای اولین بار نه در تاریخ ایران و این منطقه بلکه در مناسبات بین المللی بعد از جنگ جهانی برای نخستین بار دو قدرت عضو دائم شورای امنیت با جمهوری اسلامی ایران در کنار هم در مقابل حرکت رندانه خبیثانه اروپا در بحث اسنپ بک و ابزار ماشه ایستادند و رسماً این ایستادگی را اعلام کردند. یعنی رسماً به دبیرکل سازمان ملل نامه و مدیر کل آژانس نامه نوشتند که موضوع ایران دیگر در دستور کار نیست و وزارت خارجه این را تکمیل کرد که من در بعضی از مصاحبهها گفتم که تمام شد برجام. برجامی که آمریکا ازش بیرون رفت و اروپاییها دنبال این بودند که بیست و دو سال دیگر این پرونده را زنده نگه دارند. خوشبختانه وزارت خارجه ما در نامه رسمی به دبیر کل سازمان ملل و به آژانس، تمام شدن و عدم هرگونه تعهد جمهوری اسلامی را به برجام و موضوعات مندرج در برجام اعلام کردند. این پیروزی بسیار بسیار بزرگی است و فصل جدیدی است در اوج تهدیدهای ترامپ. دیروز نیروی دریایی روسیه و نیروی دریایی سپاه و ارتش ما رزمایش مشترک در خلیج فارس برگزار کردند که در یک گوشه اش ناو آمریکایی است. این یعنی چی؟ یعنی اراده جدیدی به وجود آمده که بعدش سه جانبه ایران، چین و روسیه است. یک بعد شانگهای هست یک بعدش بریکس است و اینها ظرفیتهای بزرگی است که به اعتقاد من جمهوری اسلامی توانسته ایجاد کند و مایلم عرض کنم در ثانیههای پایانی ببینید. یک بعد فرمایش رهبر معظم انقلاب در مورد منطقهای بودن جنگ این است که این بار فقط در جنگ دوازده روزه با ایران مواجه نیستید. این بار حزب اللهی که ده هزار بار نقض آتش بس کردید در لبنان و غزه ای که دائماً نقض آتش بس کنید. یمنی که رسماً اعلام کرده و عراقی که اعلام کرده طعم جنگ مقاومتی منطقهای را اینبار خواهید چشید.