کرمان رصد - فلسطین امروز دیگر میدان یک منازعه ارضی ساده نیست. بلکه صحنه اجرای دکترین حذف نظامند و آزمایشگاهی برای بمبهای آمریکایی و نسلکشی یک ملت است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ ب رای درک ابعاد جنایات در فلسطین، ابتدا باید میان «کشتار جمعی» و «نسلکشی» تمایز حقوقی قائل شد. در حالی که کشتار جمعی به قتل سازمانیافته شمار زیادی از افراد در بازه زمانی کوتاه اطلاق میشود، «نسلکشی» طبق کنوانسیون ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد، دارای عنصری حیاتی به نام «قصد» است. یعنی اعمالی که با هدف نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا دینی صورت گیرد. از این منظر، فلسطین تنها با کشتارهای پراکنده روبهرو نیست، بلکه با یک «طرح سیستماتیک» برای حذف این ملت مواجه است. این وضعیت یعنی؛ «جنایت علیه بشریت».
۸ دهه آوارگی و ۷ اکتبر
بحران آوارگی مردم فلسطین با اتفاقات اخیر و ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز نشده است. بلکه از سال ۱۹۴۸ و حتی پیش از آن، سیاست «پاکسازی قومی» به سرنوشتی تلخ برای میلیونها فلسطینی تبدیل شد. تبعید و اخراج از سرزمینهای مادری و حبس در اردوگاههای آوارگان، تنها بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای حذف «حق بازگشت» و «حق تعیین سرنوشت» است.
آمریکا؛ شریک استراتژیک در ارتکاب جنایات
جنایات رژیم صهیونی، حاصل پیوندی شوم میان «طمع اشغالگران» و «استراتژیهای واشنگتن» است که از نکبت ۱۹۴۸ تا نسلکشی ۲۰۲۶، تنها یک هدف را دنبال کرده است؛ «حذف کامل فلسطین». واشنگتن با تأمین سلاح، پوشش سیاسی و توجیه جنایات رژیم جعلی اسرائیل، دیگر یک ناظر نیست، بلکه شریک راهبردی در ارتکاب جنایاتی است که هر روز در بزرگترین زندان روباز جهان، تکرار میشود.
حمایتهای همهجانبه واشنگتن از تلآویو، نقشی جدید برای این کشور ترسیم کرده و آمریکا را از یک پشتیبان سیاسی صرف، به «شریکی تمامقد در ارتکاب جنایات» بویژه سه محور اصلی ذیل، مبدل ساخته است:
حمایت نظامی و تسلیحاتی
تأمین بمبهای هوشمند و تجهیزاتی که برای تخریب زیرساختهای غیرنظامی به کار میروند، در واقع فراهم کردن «ابزار قتل» برای رژیم صهیونیستی است.
حمایت اطلاعاتی و لجستیکی
تبادل اطلاعاتی برای هدف قرار دادن نقاط حساس در غزه، آمریکا را مستقیماً در زنجیره فرماندهی این جنایات قرار میدهد.
پوشش سیاسی و مشروعیتبخشی
استفاده مکرر از حق وتو در شورای امنیت برای جلوگیری از برقراری آتشبس و محکوم کردن فجایع در غزه و اراضی اشغالی، در واقع اعطای «چک سفید» به رژیم صهیونی برای تداوم نسلکشی است.
«قصد» نسلکشی و مسئولیت بینالمللی
اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر «پاکسازی غزه»، از منظر حقوق بینالملل، صرفاً سخنان سیاسی نیستند، بلکه «سندیت قصد» را تأیید میکنند. وقتی یک کشور از پاکسازی یک منطقه صحبت میکند، در واقع در حال مشروعیت بخشیدن به نسلکشی است.
این رویه در تضاد کامل با «طرح پیشنویس مسئولیت بینالمللی دولتها» است. طبق مواد کمیسیون حقوق بینالملل، تمامی دولتها موظف به جلوگیری از وقوع نسلکشی هستند. این یک «اختیار» نیست، بلکه یک «تعهد بینالمللی» است. بنابراین، آمریکا نه تنها در جلوگیری از جنایت کوتاهی کرده، بلکه با حمایتهای خود، تسهیلکننده و عامل تداوم این جنایات نیز بوده و هست.
روز نکبت مدرن
طرحهای اخیر آمریکا برای «انتقال اجباری مردم غزه» و کنترل این سرزمین، مرحله نهایی پاکسازی ملی و قومی است و میتوان آن را «نسخهای مدرن از نکبت ۱۹۴۸» دانست. انتقال اجباری جمعیت، طبق قوانین بینالمللی، یکی از بارزترین مصادیق جنایات جنگی است.
این اقدامات با نظر مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری (۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴) در تضاد مطلق است. دیوان صراحتاً تمامی دولتها را موظف به همکاری برای «احقاق حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین» و «خاتمه دادن به اشغال غیرقانونی رژیم صهیونیستی» کرده است. اما آمریکا با پیشبردن طرحهای انتقال اجباری، عملاً در صدد است تا هرگونه احتمال تعیین سرنوشت را از بین ببرد.
پیامدهای جهانی و فروپاشی مشروعیت نظام بینالملل
حمایت بیقید و شرط آمریکا از نسلکشی در فلسطین، پیامدهایی فراتر از مرزهای غزه دارد:
بحران مشروعیت
وقتی کشوری که خود را مروج حقوق بشر مینامد، حامی نسلکشی باشد، اعتبار تمام ارکان نظام بینالملل (از سازمان ملل تا دادگاههای بینالمللی) زیر سوال میرود.
تهدید صلح جهانی
حمایت از اشغالگری و نسلکشی، نه تنها این پیام را به جهان مخابره میکند که «حق با سلطهگر است، نه با قانون»، بلکه ثبات منطقهای و جهانی را نیز دستخوش بحرانی جبرانناپذیر ساخته و خواهد کرد.
فرجام سخن
آنچه امروز در فلسطین رخ میدهد، دیگر تنها یک منازعه ارضی یا پیامد کشتار و جنایت جنگی نیست. بلکه یک نسلکشی هدفمند است که در آن، رژیم صهیونی نقش مجری و آمریکا نقش تسهیلگر و پشتیبان را ایفا میکند. تضاد آشکار میان ادعاهای حقوقبشری واشنگتن و حمایت بیقید و شرط آن از پاکسازی ملی و قومی غزه، نه تنها اعتبار نظام بینالملل را به کلی ساقط کرده، بلکه حقیقت تلخی را به رخ میکشد و آن اینکه؛ نظام سلطه، متوهمانه در صدد است تا با نسلکشی ساکنان بومی یک سرزمین، «آمریکایی دیگر» را نه در غرب وحشی، بلکه در قلبِ غرب آسیا، شکل دهد.
نویسنده: فرشته مقدم