کرمان رصد - خبرآنلاین /متن پیش رو در خبرآنلاین منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
داستان علی اکبر ناطق نوری، داستان تحول یک سیاستمدار سنتی است؛ کسی که با لوطیگری و صراحتش وارد قدرت شد، با اخلاقمداری در سال ۷۶ شکست را به نقطه عطف افتخار خودش تبدیل کرد، در برابر موج تهمتها ایستادگی کرد و در نهایت ثابت کرد که حفظ آبرو، اخلاق و منافع ملی، ارزشی بهمراتب بالاتر از صندلیهای لرزان قدرت دارد.
تصاویر مراسم ختم احمد ناطق نوری، برادر علیاکبر ناطق نوری، فراتر از یک ادای احترام مرسوم یا تسلیتگویی معمول میان چهرههای سرشناس بود. در آن صحنه ها، قاب هایی شکل گرفت که در فضایِ پرحاشیه و قطبیشدهی سیاست معاصر کمتر نظیرش دیده میشود: حضور همزمان چهرههای شاخص از تندترین طیفهای اصلاحطلب و چپ سیاسی گرفته تا محافظهکاران سنتی، اعتدالگرایان و فعالان خط مقدم اصولگرایی که همگی دور او حلقه زده بودند. همنشینی سیاستمدارانی که در تریبونهای رسمی معمولاً در دو جبهه مخالف میجنگند، زیر سقف مجلسی که ناطق نوری میزبانش بود، پیام روشنی داشت.
این عکس ها روایتی زنده از «زنده بودن یک سنت سیاسی: است؛ سنت «شیخوخیت» و «ریشسفیدی» که در میان رفتوآمدهای اتوبوسی جریانهای سیاسی و تندرویهای رسانهای رو به فراموشی رفته، اما در وجود ناطق نوری همچنان کارکرد خود را حفظ کرده است. در روزگاری که شتاب و بیاخلاقیهای حزبی، خیلی از کانالهای گفتگو و ارتباط میان جریانها را مسدود کرده، او هنوز نقطهای است که جناحهای مختلف میتوانند بر سر احترام و اعتبارش به یک توافق عمومی برسند.
حضور همزمان این چهرههای ناهمگون نشان داد که علیرغم کنارهگیریهای خودخواسته، استعفاها و سکوت سنگین سالهای اخیر، ناطق نوری در نگاه سیاستمداران ایرانی همچنان وزنه تعادل، محور گفتگو و رمز عبور از بنبستهای جناحی است. او میراثدار سنتی است که در آن، احترام بزرگتر و تجربه انباشته، بر رفتارهای هیجانی و زودگذر سیاسی میچربد و درست از همین نقطه است که میتوان روایت تحول و کارنامه او را دقیقتر خواند.
علیاکبر ناطق نوری از آن چهرههای نادر تاریخ سیاست پس از انقلاب است که مسیر زندگیاش درست مثل یک رمان پرحادثه سیاسی پیش رفته؛ مردی که از قلب قدرت و جناح راست سنتی شروع کرد، در اوج قدرت شکست را با شجاعت پذیرفت، زیر فشار جریانات نوظهور بیاخلاقی دید و در نهایت با یک سکوت معنادار به گوشهای خزید تا به نماد عقلانیت و اعتدال بدل شود. او برعکس خیلی از سیاستمداران همنسلش، در یک قالب ثابت نماند. اگر بخواهیم داستان او را بدون قطعهقطعه کردن و بدون گیر افتادن در عنوانهای خشک تقویمی مرور کنیم، با روایتی یکدست و پر از درسهای تلخ و شیرین از حکمرانی در ایران مواجه میشویم.
از ستون فقرات جناح راست تا آزمونِ تاریخساز ۷۶
در سالهای دهه شصت و هفتاد، ناطق نوری محور اصلی گرانش جریان محافظهکار بود. او با همان لحن صریح، بازارپسند و مشی لوطیمسلکش، چه در روزهای مسئولیتش در وزارت کشور و چه بعدتر در قامت رئیس مجلس شورای اسلامی، قدرتمندترین چهره سنتی بازار و روحانیت مبارز به شمار میرفت. در مجلس پنجم، او نه فقط یک رئیس صحن، بلکه لیدر واقعی و اتاق فکر جبهه راست بود. اما ارزش واقعی این قدرتنمایی، در نحوه مواجهه او با روزهای سخت رقم خورد. خرداد ۱۳۷۶ نقطهای بود که خیلی از سیاستمداران در آن متوقف میشوند یا میلغزند، اما ناطق نوری در آن درست همان جایی ایستاد که از او یک چهره ماندگار ساخت.

در آن انتخابات پرشور، تقریباً همه شواهد و امکانات حاکمیتی نشان میداد که او قرار است کلید پاستور را تحویل بگیرد. اما زمانی که صندوقها رأی متفاوت مردم را بیرون دادند و سید محمد خاتمی پیروز شد، ناطق نوری لحظهای تردید نکرد. او پیش از آنکه حتی شمارش آرا کاملاً تمام شود و پیش از آنکه شایعات و التهابات خیابانی راه بیفتد، در یک اقدام بیسابقه پیام تبریک خود را فرستاد و حتی روایت است که تیم حفاظتی خود را به رییس جمهور منتخب هدیه داد. این رفتار در روزهای رقابت تند چپ و راست، استاندارد تازهای از بازی جوانمردانه در سیاست ایران ثبت کرد و ثابت کرد که برای او، حفظ کیان کشور و آرامش جامعه بر هوای نفس و جاهطلبیهای حزبی ارجحیت دارد.
دیدهبانی در پشت صحنه و مواجهه با پدیده پوپولیسم
پس از رقابت ۷۶، ناطق نوری گام به گام از خط مقدم مبارزات داغ حزبی فاصله گرفت و به سراغ نقشی نظارتی رفت. سالها مدیریت او بر دفتر بازرسی ویژه رهبری به او این امکان را داد که از بالا به عملکرد دستگاههای مختلف نگاه کند. این دوره برای او یک کلاس درس واقعی از زیر پوست حکمرانی بود؛ جایی که به چشم خود دید چگونه فساد اداری، ناکارآمدی و تصمیمات شتابزده میتوانند پایههای یک نظام را سست کنند. همین اشراف عمیق باعث شد که نگاه او از یک لیدر جناح راست به یک منتقد دلسوز و اصلاحگر درونسیستمی تغییر کند.
اما سهمگینترین طوفان سیاسی زندگی او در سال ۱۳۸۸ وزیدن گرفت. با ظهور جریان راست جدید به رهبری محمود احمدینژاد، ادبیات سیاسی ایران دچار یک شاکه جدید شد. در آن مناظره جنجالی خرداد ۸۸، وقتی روی آنتن زنده صداوسیما اتهامات سنگینی بدون ارائه مدرک علیه او و خانوادهاش مطرح شد، زلزلهای در زیست سیاسی ناطق رخ داد. دردناکتر از خود آن اتهامات، سکوت سنگین و رفاقتکش همپیمانان قدیمیاش در جامعه روحانیت مبارز و جبهه اصولگرایی بود؛ کسانی که سالها زیر چتر او سیاستورزی کرده بودند اما در برابر بداخلاقی سیاسی، مصلحتسنجی کثیف را به دفاع از حقیقت ترجیح دادند.
گسست از یاران قدیمی و پرچم داری اعتدال
همین بیمهری و قربانی شدن اخلاق پای پوپولیسم، نقطه پایان تعلقخاطر ناطق نوری به تشکلهای سنتی راست بود. او خشمگین نشد، جنجال خیابانی به راه نینداخت و بازی شلوغکارانه راه نینداخت؛ بلکه رفتاری متین و در عین حال قاطعانه در پیش گرفت. او شرکت در جلسات جامعه روحانیت را تحریم کرد، به مرور از مسئولیتهایش استعفا داد و نشان داد که اگر قرار باشد ارزشهای اخلاقی و پرنسیبهای شخصی قربانی قدرتطلبی شوند، عطای قدرت را به لقایش میبخشد.
در دهه نود، این فاصله گرفتن از رادیکالیسم او را به طور طبیعی در کنار چهرههایی مثل اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی قرار داد. آنها مثلثی از «عقلا و معتدلین» ساختند که هدفشان نجات کشور از بحرانهای بینالمللی و اقتصادی با تکیه بر تجربه و واقعگرایی بود. ناطق نوری در انتخابات ۹۲ و ۹۶ نقش یک وزنه سنگین در پشت صحنه را ایفا کرد؛ چهرهای که نفوذش در میان بخشی از حاکمیت و اعتبارش نزد نیروهای اصلاحطلب و میانه، به تشکیل دولت اعتدال کمک شایانی کرد.
سکوتی که از هر سخنرانی بلندتر است
امروز وقتی به کارنامه و میراث علیاکبر ناطق نوری نگاه میکنیم، با مردی روبهرو میشویم که مهمترین تصمیماتش را نه با حرفهای جنجالی، بلکه با «نه گفتن» به موقع گرفته است. او در سالهای اخیر با رد پیشنهادهای فراوان برای بازگشت به عرصه انتخابات یا گرفتن پستهای تشریفاتی، نشان داده که حاضر نیست ویترینِ رفتارهایی باشد که به آنها اعتقاد ندارد. سکوت امروز ناطق نوری یک انزوای منفعلانه نیست، بلکه صریحترین نوع اعتراض به تندروی، بیاخلاقی و نادیده گرفتن عقلانیت در اداره کشور است.
داستان او داستان تحول یک سیاستمدار سنتی است؛ کسی که با لوتیگری و صراحتش وارد قدرت شد، با اخلاقمداری در سال ۷۶ شکست را به نقطه عطف افتخار خودش تبدیل کرد، در برابر موج تهمتها ایستادگی کرد و در نهایت ثابت کرد که حفظ آبرو، اخلاق و منافع ملی، ارزشی بهمراتب بالاتر از صندلیهای لرزان قدرت دارد.