دوشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۴
مقالات

آیا راهی برای توقف اجرا شدن مکانیسم ماشه وجود دارد

آیا راهی برای توقف اجرا شدن مکانیسم ماشه وجود دارد
کرمان رصد - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست اهرم فشار اروپا، تاریخ انقضایی زودگذر دارد. در ۱۸ اکتبر، ظرفیت قانونی یک ...
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - هم میهن /متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
اهرم فشار اروپا، تاریخ انقضایی زودگذر دارد. در 18 اکتبر، ظرفیت قانونی یک کشور اروپایی برای فعال کردن یکجانبه اسنپ‌بک منقضی می‌‌شود و به اندک اهرم رویه‌ای باقی‌مانده اروپا پایان می‌دهد.
 آریا صدیقی| هفته‌های آینده ممکن است در رویارویی طولانی اروپا با ایران بر سر برنامه هسته‌ای تهران تعیین‌کننده باشد. در 28 آگوست، بریتانیا، فرانسه و آلمان اعلام کردند که مکانیسم «اسنپ‌بک» را تحت قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSC) فعال خواهند کرد و رسماً یک فرآیند 30 روزه را آغاز می‌کنند که احتمالاً به بازگرداندن کامل تمام تحریم‌های سازمان ملل متحد که تحت توافق هسته‌ای 2015 ایران، که رسماً با عنوان برنامه جامع اقدام مشترک شناخته می‌شود، لغو شده بود، منجر خواهد شد. این تصمیم که بلافاصله توسط ایالات متحده مورد حمایت قرار گرفت، نشان‌دهنده تشدید تلاش اروپا برای اعمال فشار بر تهران و در عین حال نشان‌دهنده تمایل اروپا به حفظ هماهنگی نزدیک با واشنگتن و کاهش خطر چرخه دیگری از تنش است.
مخاطرات غیرمعمول و خطرناک
اهرم فشار اروپا، تاریخ انقضایی زودگذر دارد. در 18 اکتبر، ظرفیت قانونی یک کشور اروپایی برای فعال کردن یکجانبه اسنپ‌بک منقضی می‌‌شود و به اندک اهرم رویه‌ای باقی‌مانده اروپا پایان می‌دهد. در همین حال، ایران همچنان درگیر اختلافات سیاست داخلی، بحران‌های اقتصادی و پیامدهای بلندمدت حملات اسرائیل و ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای است. نتیجه این فرآیند 30 روزه می‌تواند تعیین کند که آیا ایران در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) باقی می‌ماند یا تصمیم خواهد گرفت مسیر ایستادگی را در پیش بگیرد. در هر صورت این چرخه می‌تواند به رویارویی ختم شود که عواقبی بسیار فراتر از خاورمیانه خواهد داشت. 
تصمیم سه کشور اروپایی بلافاصله مورد حمایت واشنگتن قرار گرفته است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، از این اقدام استقبال کرد و در عین حال تأکید کرد که ایالات متحده «برای تعامل مستقیم با ایران - در راستای دستیابی به یک راه‌حل صلح‌آمیز و پایدار برای مسئله هسته‌ای ایران - همچنان در دسترس است.» بیانیه او تلاش اروپا برای همسویی نزدیک با ایالات متحده را برجسته می‌کند. این بیانیه یک هدف دیگری نیز دارد و آن اینکه به ایران این پیام ارسال شود که آمریکا و اروپا دچار اختلافات فراآتلانتیکی هستند اما در خصوص ایران موضعی مشترک دارند. هدف دیگر این بیانیه این است که فشار بیشتر به دور دیگری از درگیری منجر نشود. 
قدرت و محدودیت‌های اسنپ‌بک
در مرکز این ماجرا یک تدبیر حقوقی قدرتمند قرار دارد. قطعنامه 2231، که برجام 2015 را تدوین کرد، به هر کشور امضا‌کننده برجام اجازه می‌دهد تا ایران را به عنوان طرفی که «از اجرای برجام عدول کرده» اعلام کند. پس از اعلام چنین تصمیمی و ارجاع به شورای امنیت، شمارش معکوس 30 روزه آغاز می‌شود: اگر اعضا، قطعنامه جدیدی مبنی بر لغو تحریم‌ها تصویب نکنند، تمام تحریم‌های سازمان ملل که قبلاً تحت برجام لغو شده بودند، به طور خودکار بازمی‌گردند. این مکانیسم پیش‌فرض عملاً وتوهای احتمالی روسیه یا چین را دور می‌زند.
در صورت فعال شدن، مکانیسم ماشه شش قطعنامه گذشته بین سال‌های 2006-2010 احیا می‌‌شود و تحریم تسلیحاتی، ممنوعیت فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک و محدودیت‌های مالی گسترده برقرار می‌شود. بنابراین برنامه هسته‌ای و موشکی ایران با آسیب مواجه خواهند شد. حتی اگر اجرای تحریم‌ها با توجه به اینکه چین و روسیه احتمالاً برخی از قوانین را نادیده خواهند گرفت، کامل نباشد، باز هم اثرات نمادین و روانی قطعنامه سازمان ملل قابل توجه خواهد بود و فشار اقتصادی بر ایران را بیشتر، دیدگاه سرمایه‌گذاران را تیره‌تر و ریال را بیشتر تضعیف می‌کند.
با این حال، با توجه به شکاف‌های اجرایی ساختاری، به‌ویژه توسط ایالات متحده - موضوعی که ایران را قادر ساخته است صادرات قابل توجه نفت به چین را حفظ کند و جریان‌های درآمد حیاتی را با وجود تحریم‌های اسمی حفظ کند - اثرات «نمادین» ممکن است بسیار برجسته‌تر از اثرات مادی باشند. داده‌های اخیر تأیید می‌کنند که محموله‌های نفت خام ایران به چین در ژوئن 2025 به بالاترین رکورد خود رسیده است، به طور متوسط ​​تا 1/8 میلیون بشکه در روز، که عمدتاً با تخفیف‌های زیاد فروخته می‌شوند و پالایشگاه‌های «تی‌پات» چینی را تشویق به دور زدن محدودیت‌های رسمی می‌کنند.
واشنگتن بارها اولویت‌های اجرایی را روی کاغذ اعلام کرده است، اما اقدامات عملی محدودی انجام داده است. در واقع، در ژوئن 2025، مقامات آمریکایی تصریح کردند که با وجود فعالیت‌های اجرایی برجسته، هزینه‌های معناداری را به چین یا عراق برای ادامه تجارت با ایران تحمیل نکرده‌اند.
مسابقه اروپا با زمان
اعلامیه سه کشور اروپایی، سپتامبر را به عنوان پنجره حیاتی برای اقدام تعیین کرده‌است. دو ضرب‌الاجل، تصمیم سه کشور اروپایی را شکل می‌دهد. اول، پنجره اسنپ‌بک قطعنامه 2231 در 18 اکتبر از بین می‌رود، پس از آن هرگونه تلاشی برای اعمال مجدد تحریم‌ها نیاز به رأی‌گیری مجدد در شورای امنیت دارد که این رای‌گیری در برابر وتوی مسکو یا پکن آسیب‌پذیر است.
دوم، کشورهای اروپایی سپتامبر را به عنوان نقطه عطف رویه‌ای می‌دانند، زیرا کره جنوبی ریاست شورای امنیت سازمان ملل را بر عهده دارد و یک محیط بی‌طرف ارائه می‌دهد. تا اکتبر، روسیه ریاست‌ شورای امنیت را در دست خواهد داشت؛ بنابراین هرگونه اقدام آینده را پیچیده می‌کند. بنابراین، جلسات ژنو در دوم سپتامبر و پس از آن، آخرین فرصت عملی اروپا برای یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک قبل از تبدیل شدن مکانیسم ماشه به یک عمل انجام شده، تلقی می‌شود.
این جدول زمانی، جلسه ژنو در دوم سپتامبر را به طور بالقوه به آخرین فرصت واقعی برای یک راه‌حل دیپلماتیک قبل از اینکه اروپا احساس کند مجبور به اقدام است، تبدیل می‌کند. گروه بین‌المللی بحران خاطرنشان می‌کند که سه کشور اروپایی در صورت برآورده شدن شرایطی مانند بازگرداندن نظارت و حسابرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر ذخایر اورانیوم غنی‌شده، پیشنهاد تمدید شش ماهه مهلت مکانیسم ماشه را برای یک بار ارائه دادند اما تهران این پیشنهاد را رد کرده است. اگرچه طبق گزارش‌ها، سه کشور اروپایی هنوز هم پذیرای تأخیرهای محدود و مشروط هستند، اعلام عمومی فعال‌سازی مکانیسم ماشه نشان می‌دهد که اروپا آماده است تا اجرای تحریم‌ها را بر صبر و شکیبایی اولویت دهد.
موضع ایران
مقامات ایرانی این ایده را که اروپا می‌تواند مکانیسم ماشه را فعال کند، رد می‌کنند. ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت مجلس، اعلام کرد که این مکانیسم «هیچ اعتبار قانونی علیه ایران ندارد». علیرضا سلیمی، نماینده محافظه‌کار مجلس، هشدار داد که تهران حتی ممکن است از NPT خارج شود. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، فعال‌سازی این مکانیسم را معادل «تجاوز نظامی» دانست؛ هرچند اذعان کرد که این امر وضعیت ایران را «دشوارتر و پیچیده‌تر» خواهد کرد. با این حال، در پس این اظهارات، در درون اختلافاتی در خصوص چگونگی مواجهه با اسنپ‌بک وجود دارد.
«جبهه اصلاحات» رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان با پیشنهاد برچیدن غنی‌سازی اورانیوم در ازای کاهش تحریم‌ها، تابوها را شکسته است. درحالی‌که محافظه‌کاران اصرار دارند که غنی‌سازی آخرین برگ برنده ایران در برابر ایالات متحده است، اصلاح‌طلبان انزوای فزاینده را از نظر وجودی خطرناک می‌دانند. این خطوط گسل، نگرانی‌های استراتژیک ایران را منعکس می‌کنند، زیرا واگذاری ذخایر 60 درصدی، تهران را از هرگونه اهرم فشار در هرگونه مذاکره با واشنگتن محروم می‌کند، افشای سایت‌های اورانیوم می‌تواند آنها را در معرض حملات بیشتر اسرائیل یا آمریکا قرار دهد، و حتی موافقت با تمدید رویه به معنای به رسمیت شناختن سازوکاری است که ایران اصرار دارد نامشروع است.
گره پشت گره
مسئله هسته‌ای با مشکلات داخلی گسترده‌تر در ایران تلاقی می‌کند. ایران با ضعف اقتصادی، بحران آب ناشی از خشکسالی و نارضایتی مردم از وضع موجود روبه‌رو است. شکاف‌های سیاسی در میان نخبگان عمیق‌تر شده است. ایران در استفاده از بانکداری سایه، برچسب‌های حمل و نقل واسطه‌ای و مبادله منطقه‌ای برای دور زدن محدودیت‌های غرب، مهارت فوق‌العاده‌ای پیدا کرده است و ده‌ها میلیارد دلار صادرات سالانه نفت و پتروشیمی را عمدتاً به چین پنهان می‌کند. ارقام رسمی ممکن است مقیاس واقعی این جریان‌ها را کمتر از حد واقعی نشان دهند و این انتقاد را تأیید کنند که ایران می‌تواند تحریم‌های ضعیف اجراشده را «بی‌اثر» کند.
در همین حال، بیانیه‌های مطبوعاتی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، تلاش‌های جدید برای ردیابی این «ناوگان سایه» را شرح می‌دهند، اگرچه موانع اجرایی همچنان حاد هستند. از نظر خارجی، ایران از طریق واردات نفت چین که تأثیر تحریم‌های غربی را کاهش می‌دهد، به حیات اقتصادی ادامه می‌دهد. این واقعیت به این معنی است که تأثیر مادی اسنپ‌بک ممکن است محدود باشد.
در عوض، تأثیرات اصلی آن در تقویت تصور محاصره، بی‌ثبات کردن نرخ ارز و انزوای بیشتر تهران از امور مالی جهانی نهفته است. اما سوال عمیق‌تر فقط این نیست که چه تحریم‌هایی روی کاغذ وجود دارند بلکه این است که آیا آنها به طور معناداری اجرا خواهند شد و آیا تهران هنوز فشار واقعی برای تغییر مسیر خود احساس می‌کند یا خیر. این موضوع اروپا را به اصل معضل خود می‌رساند.
معضل اجرایی
حتی اگر اسنپ‌بک تمام وزن تحریم‌های گذشته سازمان ملل را احیا کند، تأثیر عملی آن به هیچ وجه تضمین‌شده نیست. اجرای تحریم‌ها مدت‌هاست که متناقض بوده است: خود ایالات متحده صادرات تقریباً 1/5 میلیون بشکه در روز ایران به چین را تحمل کرده است، و هیچ اقدام معناداری علیه واردات مداوم گاز و برق ایران توسط عراق انجام نداده است. این سابقه، تردید ایجاد می‌کند که اقدام اروپا بتواند به فشار بی‌چون و چرا تبدیل شود. تهران، به نوبه خود، به طور فزاینده‌ای در تحمل تحریم‌ها مهارت پیدا کرده است. اتکا به خریدهای چینی، کانال‌های مالی موازی و تجارت تهاتری منطقه‌ای، محدودیت‌های غرب را تضعیف کرده است. 
این واقعیت‌ها، بحث داخلی در تهران را شکل می‌دهند. در حالی که اصلاح‌طلبان پیشنهادهایی برای برچیدن غنی‌سازی در ازای کاهش تحریم‌ها ارائه می‌دهند، محافظه‌کاران صریحاً پیشنهادهای مذاکرات مستقیم هسته‌ای را رد کردند و خواسته‌های غرب را توهین بزرگی توصیف می‌کنند و در عین حال بن‌بست بر سر برنامه هسته‌ای کشور را غیرقابل حل می‌دانند.
این پیام بر این نکته تأکید دارد که ایران دیگر انتظار ندارد تحریم‌ها به طور سختگیرانه اجرا شوند و معتقد است که می‌توان سختی‌ها را تحمل کرد. ایران احتمالاً محاسبه می‌کند که اگر تحریم‌ها به طور دقیق اجرا نشوند، ایران می‌تواند در حالی که از امتیاز دادن اجتناب می‌کند، در برابر محاصره اقتصادی مقاومت کند. این منطق، محافظه‌کاران را تقویت می‌کند.
کسانی که استدلال می‌کنند تسلیم شدن تحت فشار، فقط غرب را جسورتر می‌کند. از این نظر، اثربخشی مکانیسم ماشه کمتر به اعمال مجدد قانونی تحریم‌ها و بیشتر به توانایی اروپا - به همراه واشنگتن - در اجرای معتبر آنها بستگی دارد؛ آزمایشی که مشخص خواهد کرد آیا تهران این اقدام را یک تهدید واقعی می‌داند یا صرفاً نمادین. برای اروپا، معضل اجرایی نه‌تنها مربوط به برنامه هسته‌ای ایران، بلکه مربوط به اعتبار خودش به عنوان یک بازیگر استراتژیک نیز هست؛ اینکه آیا می‌تواند فراتر از سیاست اعلامی عمل کند و از اهرم فشار واقعی در صحنه جهانی استفاده کند.
اختلافات حقوقی و بن‌بست‌های ژئوپلیتیکی
ایران نیز البته بدون استدلال نیست. از دیدگاه تهران، اعتبار اروپا زمانی از بین رفت که ایالات متحده در سال 2018 به طور یکجانبه از برجام خارج شد و اروپا را قادر به ارائه کمک‌های اقتصادی وعده داده شده نکرد. از این رو، مقامات ایران می‌گویند که اروپایی‌ها اکنون فقط «چماق» بازگشت تحریم‌ها را در دست دارند، در حالی که «هویج‌ها»- کاهش تحریم‌ها و تضمین‌های امنیتی - در دست واشنگتن است.
تهران، با آگاهی از اینکه تحریم‌ها ممکن است به طور نامنسجم اعمال شوند، بدون شک این موضوع را در پاسخ خود لحاظ می‌کند. روسیه، به نوبه خود، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را ارائه کرده است که در صورت نشان دادن حرکت ایران به سمت پایبندی نسبی، مهلت‌ها را به مدت شش ماه تمدید می‌کند، به این امید که از متحد خود محافظت کند و در عین حال وحدت غرب را مختل کند. اما طراحی خودکار بازگشت تحریم‌ها، مسکو را تنها قادر به تأخیر انداختن، نه مسدود کردن، این روند می‌کند.
عبور از بن‌بست: یک راه‌حل احتمالی
یک مسیر باریک باقی می‌ماند و آن رعایت ترتیب و توالی به جای پایبندی اولیه است. به جای درخواست فوری شفافیت کامل - که از نظر سیاسی در تهران غیرممکن است - اروپا می‌تواند یک نقشه راه مرحله‌ای پیشنهاد دهد. در این رویکرد، ایران گام‌های محدود و برگشت‌پذیر برای بازگرداندن نظارت جزئی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برمی‌دارد، در حالی که سه کشور اروپایی از شورای امنیت برای خرید زمان و هماهنگی با واشنگتن استفاده می‌کنند.
موضوع حساس ذخایر اورانیوم غنی‌شده 60 درصد ایران به مراحل بعدی موکول می‌‌شود و اهرم چانه‌زنی برای هر دو طرف حفظ می‌‌شود و محاسبه تهران مبنی بر اینکه اجرای فوری ممکن است ناقص باشد، پذیرفته می‌شود. نقشه راه مرحله‌ای، چالش‌های اصلی شناسایی‌شده در معضل اجرا را پوشش می‌دهد؛ ایجاد تعادل بین تقاضای ایران برای تضمین‌های ایالات متحده، نیاز اروپا به راستی‌آزمایی و قدرت قهری محدود تحریم‌های اسنپ‌بک. بدون چنین مصالحه‌ای، محتمل‌ترین نتیجه، رویارویی است، زیرا تحریم‌ها تهران را به خروج از NPT نزدیک‌تر می‌کند و حتی چارچوب شکننده عدم اشاعه باقی‌مانده را نیز از بین می‌برد.
نتیجه‌گیری: اهرم فشار یا دیپلماسی؟
با فعال شدن رسمی مکانیسم ماشه، محاسبات تصمیم‌گیری از حالت بالقوه به عملی تغییر یافته است. اروپا با یک دوراهی جدی روبه‌رو است: اعمال تحریم‌ها و ریسک تحریک ایران به خروج از NPT، یا تلاش برای یک مهلت دیپلماتیک در آخرین لحظه، حتی با توجه به اینکه پنجره رویه‌ای برای اعمال فشار یکجانبه در ماه اکتبر بسته می‌شود. هفته‌های آینده، توانایی اروپا در تبدیل اختیارات قانونی به اهرم فشار در دنیای واقعی را آزمایش خواهد کرد.
موفقیت نه‌تنها به فعال شدن مکانیسم ماشه، بلکه به اجرای معتبر در هماهنگی با واشنگتن، عبور از بن‌بست‌های ژئوپلیتیکی و مدیریت سرپیچی تهران بستگی دارد. اینکه آیا قمار اروپا موفق شود - یا دیپلماسی همچنان بتواند از رویارویی کامل جلوگیری کند - هم آینده عدم اشاعه و هم اعتبار اروپا به عنوان یک بازیگر استراتژیک را تعیین خواهد کرد.
بازار


نظرات شما