کرمان رصد - روزنامه سازندگی / «تلاقی بحرانها» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم علی هاشمی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
صحنه سیاست بینالملل در حال حاضر شاهد تحولاتی است که هر یک بهتنهایی میتواند، معادلات جهانی را تغییر دهد اما آنچه اهمیت دارد، تلاقی این بحرانها و اثرگذاری متقابل آنهاست. از نبرد غزه تا مذاکرات پر تنش اوکراین و روسیه، از پروژه براندازی مادورو در ونزوئلا تا تهدید حمله اسرائیل به ایران و رقابت ژئوپلیتیک در زنگزور. جهان در آستانه تغییرات بزرگ و سرنوشتسازی قرار دارد.
غزه و حمله اسرائیل
اسرائیل نبرد برای اشغال کامل غزه را آغاز کرده و بهانه آن «خلع سلاح یا نابودی کامل حماس» است در حالی که نابودی یک ایدئولوژی غیرممکن است. ایدئولوژی حماس ریشه در اخوانالمسلمین دارد و تلفیقی از آرمانهای اخوانی و نبرد برای آزادی فلسطین است. به نظر میرسد جمعبندی تلآویو این است که اروپاییها با طرح مدنظر اسرائیل همراهی نمیکنند زیرا بر راهحل دوکشوری تأکید دارند و بسیاری از آنها نیز در مجمع عمومی سازمان ملل، قصد به رسمیت شناختن کشور فلسطین را دارند. در این چارچوب برای اداره غزه ایدهای مطرح کردند مبنی بر ادغام حماس و فتح و ایجاد نوار باریکی بین غزه و کرانه باختری و نامگذاری آن به نام کشور فلسطین. اما دولت کنونی اسرائیل با این طرح مخالف است و قصد واگذاری مدیریت را ندارد. از ابتدا نیز با ترفندهای مختلف، مانع تحقق آن شده است مثل زمانی که موقعیت حماس در غزه را به منظور کنار زدن فتح، تقویت کرد. اسرائیل ترجیح میدهد مدیریت را یا خود به عهده بگیرد یا آن را به کشورهای عرب متحد غرب بسپارد. گزینهای که تاکنون با اعلام آمادگی روشن از سوی آن کشورها مواجه نشده و اسرائیل نیز نگران است که از سوی این کشورها به هیچوجه مورد قبول واقع نشود زیرا از واکنش افکار عمومی جهان عرب بیم دارند. هرچند ممکن است کشورهایی مانند مصر، عربستان، اردن یا امارات بیمیل نباشند که با اعزام نیروی نظامی، اداره غزه را در دست گیرند تا از آوارگی دستکم دو میلیون نفر و ورود آنها به داخل کشورهای عربی جلوگیری شود. بنابراین اسرائیل به دنبال اقدام به اشغال زمینی است به همین دلیل هم شرایط گفتوگو را چنان سخت تنظیم کرده که حماس آن را نپذیرد تا زمینه لازم برای اقدام نظامی فراهم شود.
بازار ![]()
اوکراین و روسیه
برخی از جمهوریخواهان آمریکا برای حل این مناقشه بین روسیه و اوکراین، تئوری «سرزمین در برابر صلح» را مطرح کردهاند، ایدهای مرسوم که در تاریخ سیاست بینالملل، نمونههای مشابهی داشته اما اوکراین خواهان صلحی پایدار با تضمینهای امنیتی است.
زلنسکی خواهان عضویت در ناتو است زیرا در این صورت هر حمله روسیه به اوکراین، حمله به ناتو تلقی خواهد شد و از این طریق امنیت اوکراین تضمین میشود اما روسیه با این گزاره موافق نیست و طرفین اکنون بر سر جزئیات در حال چانهزنی هستند.
پیشبینیها حاکی از آن است که ظرف چند هفته تا چند ماه آینده ممکن است توافقی امضا شود اما موضوع میزان، نحوه و محدوده واگذاری زمینها محل مناقشه و مذاکرات فشرده است. به نظر میرسد بازیگران اروپایی تا حدودی این طرح را پذیرفتهاند. در داخل حزب جمهوریخواه نیز جریانی وجود دارد که از ابتدا تأکید میکرد این مناطق تاریخی و زبانی با اکثریتی روسزبان و با مذهب ارتدوکس به روسیه نزدیکترند بنابراین، این زمینها باید به روسیه واگذار شود. این دیدگاه را پیش از این کیسینجر، یکی از چهرههای مطرح حزب نیز مطرح کرده بود. به نظر میرسد با تکیه بر این منطق هم درصدد پیشبرد این راهکار هستند و احتمال موفقیتشان هم بعید نیست.
ونزوئلا و پروژه مادورو
از آن سو آمریکاییها پروژه جدیدی را تحت عنوان «بازداشت نیکلاس مادورو و سرنگونی نظام ونزوئلا» مطرح کردهاند. بهانه این اقدام نیز اتهام دخالت مادورو در قاچاق عنوان شده و با همین استدلال هم حملات آغاز شده است. در واکنش، مادورو دست به بسیج نیروها زده و ادعا میکند که 5/4 میلیون نفر عضو «نیروهای بولیواری» بوده و قادر به مقاومت هستند. وضعیت سیاسی در ونزوئلا پیچیده است چراکه در این کشور شمار موافقان و مخالفان بهصورت تقریبی برابر و متوازن است، گاهی یک طرف بر دیگری برتری پیدا میکند و گاهی بالعکس نیروهای راستگرای طرفدار آمریکا نیز در انتخابات همیشه سهم قابل توجهی داشتهاند. حال باید دید که آیا آمریکا میتواند با این بسیج بولیواری مقابله کند یا خیر. به هر حال شرایط در این کشور بسیار حساس و خطرناک است.
ایران و تهدید اسرائیل
در ایران نیز دو رخداد مهم در جریان است. نخست اینکه طبق اطلاعات موجود، اسرائیل برنامه حمله به ایران را در نظر دارد و تهدید مداوم این احتمال عملا اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار داده است. این روزها تقریبا نخستین سؤال هر ایرانی این است که «آیا حمله رخ خواهد داد؟» زیرا مردم میخواهند برای هر احتمالی برنامهریزی کنند.
در شرایط کنونی قیمت دلار هم در وضعیت انتظار قرار گرفته اما با افزایش خطر حمله شاهد جهش نرخ ارز در روزهای اخیر بودهایم. به نظر میرسد، اسرائیل گاهی با نمایش قدرت نظامی تلاش میکند از موقعیتها سوءاستفاده کند که نمونه اخیر آن، مانور «طلوع سحر» با حدود 130 فروند هواپیما بود. برخی چهرهها و رسانههای داخلی نیز مرتباً از قطعی بودن حمله سخن گفتهاند و این موضوع گاهی در صداوسیما هم برجسته شده و این احتمال حمله اسرائیل را بیشتر القا میکند.
از سوی دیگر بر اساس همان اطلاعات، آمریکا و کشورهای اروپایی به دلیل سنگین بودن پیامدهای انسانی و منطقهای چنین اقدامی که منجر به آواره شدن میلیونها نفر و تلفات گسترده خواهد شد تاکنون مانع اجرای یک حمله گسترده شدهاند. آنها معتقدند که اسرائیل بدون استفاده از نیروی زمینی قادر به انجام کاری در این مقیاس نیست و فقط باعث افزایش تلفات و مهاجرتها میشود. بنابراین موافقت نهایی صادر نشده و زمان و جزئیات آن همچنان محرمانه است. ممکن است در ساعات نزدیک به هر عملیات برخی افراد مطلع شوند اما تاکنون نشانه قطعی از آغاز عملیات وجود ندارد.
در این شرایط، امیدها معطوف به نقش دیپلماتیک چهرههایی مانند آقای لاریجانی است تا با برنامهریزی بتوان از وقوع جنگ جلوگیری کرد هرچند تاکنون اقدام برجستهای از ایشان مشاهده نشده و احتمالا در حال سازماندهی تیمها و جلسات هستند. همچنین طبق اطلاعات موجود، پرونده هستهای هنوز به شورای امنیت واگذار نشده و کماکان در وزارت امور خارجه و در اختیار آقای عراقچی است، پیشتر برخی تصمیمات در این حوزه توسط آقای شمخانی اتخاذ میشد اما در حال حاضر هیچ اعلام رسمی درباره این موارد منتشر نشده است.
در نهایت، انتشار بیانیه اصلاحطلبان است که موجب نگرانی برخی نیروهای امنیتی شده است. آنها نگران هستند که این بیانیه علامتی به خارج ارسال کرده باشد. این نوع بدگمانی نسبت به اصلاحطلبان مسبوق به سابقه است و بعضی آن را با بیانیه 130 نماینده در دوره ششم مجلس مقایسه میکنند. چنین بیانیههایی معمولا حاکمیت را نسبت به این گروه بدبینتر میکند تا خوشبینتر و ممکن است، مانع تحقق پیشنهادات و تعامل سازنده آنها با حاکمیت شود. ممکن است نزدیکان رهبری نیز پیشنهادات مشابهی داشته باشند اما آن را بهصورت محرمانه و نه بیانیه مطرح میکنند تا از خطر پیشدستی یا از دست رفتن امتیازات جلوگیری شود به همین خاطر اصلاحطلبان گاهی هدف انتقاد تندروها قرار میگیرند.
زنگزور و دخالت آمریکا
بحث اصلی در موضوع زنگزور درباره دخالت احتمالی آمریکا در این پرونده است، هرچند هنوز ورود آنها جنبه نظامی ندارد اما برای روسیه موضوع مهمی است چون پای منافعش در میان است. روسیه در نگاه تاریخی و استراتژیک خود فقط به همسایگانش توجه دارد. در ماجرای کوبا و در نبردی که بین کندی و رهبر شوروی به وجود آمد اتحاد جماهیر شوروی سابق تلاش کرد، سلاحهای اتمی خود را در آنجا مستقر کند اما آمریکا تهدید کرد که اگر کشتیای از این منطقه عبور کند، جنگ جهانی آغاز میشود. شوروی نهایتا عقبنشینی کرد چون موضوع برایش خیلی مهم نبود. امروز اما شرایط متفاوت است و برای روسیه، مناطقی همچون قزاقستان، قرقیزستان، ارمنستان، آذربایجان و حتی اوکراین عملا بخشی از قلمرو نفوذ تاریخیاش محسوب میشوند. روسیه معتقد است، غرب حق دخالت در این مناطق را ندارد زیرا هرچند این کشورها از نظر سیاسی مستقل هستند اما روسیه خود را قدرت تعیینکننده معادلات سیاسی آنها میداند. جنگ اوکراین نیز تا حد زیادی بر همین اصل استوار است.
در ماجرای زنگزور، تصور میشد روسیه برای مدیریت اختلافات میان باکو و ایروان، نقش پررنگتری ایفا کند اما موفق نبود. این موضوع از آن جهت برای روسیه حساس است که پیشتر اعلام کرده بود، توافقات مرتبط با زنگزور را قبول دارد و باید اجرا شود اما به دلیل اعتراضات ایران پیگیری چندانی نکرد.
اینکه آمریکا تا چه حد میخواهد در این پرونده نقشآفرینی کند مشخص نیست اما اگر قصد مداخله نظامی داشته باشد برای روسیه گران تمام میشود. پیش از این نیز در جنگ گرجستان و در دوران جورج بوش پسر، زمانی که دولت ساکاشویلی دست به اقداماتی تحریکآمیز زد، روسیه بلافاصله پاسخ نظامی داد، گرجستان را اشغال کرد و عملا هیچ نیروی غربیای نتوانست، مانعش شود.
بنابراین، این منطقه از نظر ژئوپلیتیکی جهانی حساس است. باید دید که آیا آمریکاییها برای نگهداشت و حمایت از این کانال قصد ورود نظامی دارند که در این صورت، روسیه به هیچوجه اجازه حضور نظامی غرب را در این منطقه نخواهد داد. در همین راستا، سفر اخیر دکتر پزشکیان به منطقه نیز اهمیت پیدا میکند. در این سفر، طرف ارمنی تأکید کرده، دخالت خارجی را نمیپذیرد اما احتمال مشارکت در قالب پیمانکاری یا کمک به تأمین امنیت مسیر را منتفی نمیداند.