کرمان رصد

آخرين مطالب

راز موفقیت حاج قاسم از زبان همرزمش اجتماعي

راز موفقیت حاج قاسم از زبان همرزمش
  بزرگنمايي:

کرمان رصد - کرمان - سردار حسنی سعدی همرزم سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی راز موفقیت این بزرگ مرد را با توجه به خصوصیات اخلاقی ایشان تشریح کرد.

سردار محمدرضا حسنی سعدی روز چهارشنبه با بیان اینکه نخستین مرتبه حاج قاسم سلیمانی را مرداد سال 1360 در عملیات کرخه کور زیارت کردم گفت: بعد از آن ایشان را در عملیات بستان و عملیات بیت المقدس دیدم.
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان اظهار داشت: عصر روز دهم اردیبهشت 1361 گردانمان را در نمازخانه جمع کرده بودم و برایشان منطقه عملیاتی را تشریح می کردم، زمانی صحبت هایم تمام شد و خداحافظی کردم، متوجه شدم حاج قاسم سلیمانی وسط نیروهای گردان نشسته و سرش را پایین انداخته بود و من در زمان خروج از نمازخانه ایشان را دیدم.
احترام به پدر و مادر حاج قاسم را به این مقام رساند
وی با بیان اینکه حاج قاسم خصوصیات اخلاقی خوبی داشت تصریح کرد: خیلی ها معتقدند خصوصیتی که ایشان را سردار سلیمانی کرد، احترام زیادی بود که به پدر و مادرش می گذاشت.
همرزم سردار سپهبد شهید سلیمانی گفت: سردار سلیمانی به پدر و مادرشان احترام می گذاشتند، پدرشان را به حمام می بردند و لباس می پوشاندند و در آفتاب زمستان فرش و پتو می گذاشتند تا پدرشان استراحت کند.
سردار حسنی سعدی افزود: دست و پای پدر و مادرش را می بوسید، دوستان می گفتند خدا هر چه به ایشون داده فقط به خاطر احترامی است که به پدر و مادرش می گذارد.
وی ادامه داد: سردار سلیمانی در کتاب ریشه در آسمان، زندگی نامه شهید احمد سلیمانی می گوید، من و احمد در 13 سالگی هم قسم شدیم از روستا به شهر بیاییم، کارگری کنیم و پول ذخیره کنیم و وام کشاورزی پدرانمان را بپردازیم.
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان تاکید کرد: حاج قاسم در ادامه این کتاب می گوید، هشت ماه در کرمان با روزی دو تومان کارگری کردیم و در خیابان ناصریه در منزل یک پیر زن به نام آسیه اتاقی کرایه کردیم.
وی ادامه داد: سردار سلیمانی آورده است، از بس جثه مان کوچک بود ما را به کارگری نمی گرفتند لذا در انتهای خیابان خواجو مدرسه ای می ساختند و من و احمد آنجا به عنوان کارگر کار و من 300 تومان ذخیره کردم و 70 تومان نیز از این مقدار را سوغات خریدم و عازم روستایمان قنات ملک شدم.
احترام به علما دیگر خصوصیت سردار دلها
سردار حسنی سعدی گفت: سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی حتی به یک طلبه کم سن و سال تازه معمم شده نیز فوق العاده احترام می گذاشت.
وی ادامه داد: وی برای علما ارزش زیادی قائل بود و ادب عجیبی داشت و همیشه تاکید می کرد، علت عاقبت به خیری حر، ادب و احترامی بود که به دیگران می گذاشت لذا خود ایشان به میهمان احترام می گذاشت و پای برهنه به استقبال یا بدرقه مهمان می رفت.
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان بیان کرد: یادم است حاج قاسم در خانه ای که در کرمان ساخته بود یک اتاق و سویت کوچک را برای مهمان در نظر گرفته بود.
وی افزود: یک روز یک هیات بلند پایه سیاسی از خارج از کشور به تهران آمده و درخواست کرده بودند با ژنرال سلیمانی دیدار کنند، سردار به محض اطلاع از این درخواست گفته بود اگر این دیدار موثر است بیایند.
نویسنده کتاب رادیو در اسارت ادامه داد: نقل می کنند هیات بلندپایه سیاسی به محل کار سردار سلیمانی مراجعه می کنند و سردار بدو ورود برای استقبال به طبقه همکف می رود و آنها را مشایعت می کند.
وی گفت: زمانی این هیات به دفتر سردار سلیمانی می رسند منتظر حضور ایشان می شوند و از اطرافیان سئوال می کنند که سردار چه زمانی می آیند و آنها در پاسخ می گویند همین فردی که به استقبال شما آمد ژنرال سلیمانی است.
سردار سلیمانی با ادب خود به زیر دستانش درس ادب می داد
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان اظهار داشت: یک روز یکی از سربازان تحت امر سردار سلیمانی در نمازخانه لشکر 41 ثارالله در یک جلسه رسمی ادب را در نشستن رعایت نمی کند.
وی افزود: سردار سلیمانی از آنطرف جلسه با اشاره به سرباز می گوید که درست بنشین اما یا سرباز متوجه نمی شود یا سرپیچی می کند لذا سردار پایان جلسه سرباز را صدا می کند و در حالی که می توانسته او را تنبیه کند اما مودبانه و دوستانه به وی تذکر می دهد و می گوید، این مقدار قرآن را حفظ می کنی تا با هم بی حساب بشویم و اگر حفظ نکردی با شما برخورد انظباطی می شود.
همرزم سردار سلیمانی تصریح کرد: معمولا در اینگونه مواقع سربازان خاطی مورد تنبیه و گاهی توهین و تحقیر قرار می گیرند در حالی که سردار سلیمانی با ادب خود به زیردستانش درس ادب می داد.
وی گفت: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی یک روز زهرا آقاعلی سعدی مادر همسر ایشان برای مادر من تعریف کرده و گفته بود خواستگاری برای دخترم آماده که بسیار آدم مذهبی است.
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان افزود: مادرم می گفت به شوخی به او گفتم، می خواهی غیر از این باشد، مادر همسر سردار سلیمانی در پاسخ گفت بود گفت نه.
خانه پدری سردار سلیمانی محل اقامت مبلغان دینی
وی گفت: سردار سلیمانی در سن 13 سالگی از در شرقی مسجد جامع وارد می شد و از در جنوبی قدمگاه بیرون می رفت و حتی دستگیره در مسجد را می بوسید و همواره پای صحبت های حجت الاسلام محمودی و آیت الله حقیقی می نشست.
همرزم شهید سلیمانی افزود: سردار سلیمانی می گفت، هر روحانی که برای تبلیغ به روستای قنات ملک می آمد محل اسکانش خانه پدری ما بود.
وی اظهار داشت: سردار دلها بارها و بارها بر این نکته تاکید می کرد که پدرم حتی یک دانه گندم حرام را به خانه نیاورد و بر حلال بودن مال و اموال تاکید فراوانی داشت.
بی میلی به دنیا ویژگی دیگر سردار سلیمانی که قیامتی به پا کرد
سردار حسنی سعدی گفت: بی میلی ایشان به دنیا دیگر خصوصیت سردار بود که می توان گفت این خصوصیت در دنیا قیامتی به پا کرد.
وی تصریح کرد: سردار سلیمانی از مال دنیا فقط یک خانه داشت و آن را نیز وقف روضه خوانی حضرت زهرا (س) کرده بود.
وی افزود: با توجه به اسناد موجود سردار سلیمانی از زمانی که کار می کرد حتی یک ریال یا دلار حق ماموریت نگرفت و در حالی که راننده ایشان نقل می کند سردار امروز پنج هزار توان از یکی از دوستانش قرض گرفت.
احترام بی حد و حصر به خانواده شهدا
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان، سردار سلیمانی را انسانی مهمان نواز معرفی کرد و گفت: ایشان همیشه به من می گفت من عاشق فرزندان شهید حاج یونس زنگی آبادی هستم و آنها نیز به او عمو می گفتند.
وی تصریح کرد: سردار سلیمانی به خانواده شهدا و ایثارگران فوق العاده احترام می گذاشت.
همرزم سردار سلیمانی ادامه داد: یک روز با همکاران بنیاد شهید به منزل مادر شهیدان محمدآبادی رفتیم، مادر شهید گفت، روز عاشورا زمین خوردم و آسیب دیدم، اگر حاج قاسم خبر داشت به من سر می زد.
وی گفت: من بلافاصله تلفن شهید پورجعفری را گرفتم و موضوع را به او گفتم، شهید پورجعفری گفت سردار سلیمانی جلسه هستند، بعد از مدتی دوباره زنگ زدم و پورجعفری گوشی را به سردار داد و و من به ایشان گفتم، خدمت مادر شهیدان محمدآبادی هستیم.
سردار حسنی سعدی ادامه داد: سردار سلیمانی پشت تلفن گفت، چادر و دست این مادر را ببوس و بعد گوشی را دادم و مادر شهید، مادر شهید محمدآبادی گووشی تلفن را به خاطر وجود سردار در آن طرف خط می بوسید و مانند یک مادر سراغش را می گرفت و می گفت مادر کجایی کربلایی یا سوریه؟
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان گفت: یک روز با یکی از مسئولان رفتیم خانه مادر دو شهید مظهری صفات، مادر شهید گفت، کاش می شد یک بار حاج قاسم سلیمانی را می آوردی، من بعد از شنیدن این درخواست شماره منزل سردار سلیمانی را گرفتم و گوشی را به مادر شهید دادم، مادر دو شهید مظهری صفات آنقدر خوشحال شد که گوشی را به نوه، دختر و پسرش داد.
قدرشناسی سردار سلیمانی
وی گفت: یک روز به سردار سلیمانی گفتم موافقید برویم منزل شهدا سر بزنیم؟
وی ادامه داد: سردار سلیمانی موافقت کرد و راه افتادیم، وسط راه سوال کرد، الان منزل کدام شهید می رویم، من گفتم منزل مادر شهید موحدی، سردار هیجان زده گفت، مصطفی؟ گفتم بله! گفت ایشان 20 روز در بیمارستان در زمان مجروحیتم بالای سر من بود.
نویسنده کتاب رادیو در اسارت افزود: زمانی که به خانه شهید رسیدیم برادر شهید، مادرش را با ویلچر برای استقبال به ورودی در آورده بود، سردار سلیمانی ویلچر را از دست برادر شهید گرفت و گفت، همه ثواب ها را خودتان نبرید و بعد از ورود به اتاق با ادب و دو زانو جلوی مادر شهید نشست و گفت، مادرجان پسر شما 20 روز در بیمارستان مشهد از من مراقبت کرد و مدیون او هستم.
وی گفت: یک روز با سردار سلیمانی به منزل مادر شهید لنگری رفتیم ایشان به مادر شهید بسیار احترام گذاشت، مادر شهید می خواست پای سردار را ببوسد و سردار خودش را روی زمین انداخت و نگذاشت پایش را ببوسد و به ماد شهید لنگری گفت، اگر پسر شما در سوریه این مقدار شجاعت نداشت ما 40 شهید می دادیم و یک پایگاه را از دست می دادیم.
راحتی را برای خودش نمی خواست
سردار حسنی سعدی اظهار داشت: یک روز رفتیم خانه دو شهید انجم شعاع، پدر این شهدا خودش جانباز 50 درصد و در زمان جنگ تحمیلی برای مدت نسبتا طولانی راننده سردار سلیمانی بود.
وی افزود: پدر دو شهید انجم شعاع تعریف می کرد، زمانی سردار سلیمانی را از جبهه برای حضور در جلسات به تهران می بردم، حاج قاسم به دلیل کار زیاد و خستگی، می رفت آخر استیشن می خوابید، من که می دیدم هوا گرم است کولر ماشین را روشن می کردم اما سردار به محض خنگ شدن هوا بیدار می شد و می گفت کولر را خاموش کن درست نیست من زیر باد خنک کولر بخوابم و رزندگان و بسیجیان در هوای گرم بیایانها باشند.
مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمان گفت: پدر شهیدان انجم شعاع افزود، زمانی که هوا سرد بود و من بخاری ماشین را روشن می کردم باز با مخالفت سردار روبرو می شدم و